غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
269
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ائمه بزرگوار عليهم السلام ميرفت از وى متأذى ميگرديد و در مجلس او سخنان هزلآميز بسيار ميگذشت و هركس در تمسخر بيشتر مبالغه مينمود در خدمتش مقربتر ميگشت در ايام دولت متوكل در اطراف عالم امور غريبه و حالات عجيبه دست داد و قتلش باشارت منتصر و ضرب شمشير با غرفى رابع شوال سنهء سبع و اربعين و مأتين اتفاق افتاد مدت حكومتش بقول مسعودى چهارده سال و نه ماه و نه روز بود و اوقات حياتش چهل و چهار سال و بعضى از مورخين چهل سال گفتهاند وزارتش بعقيدهء بناكتى تعلق بابو الوزير ميداشت اما باتفاق اكابر علماء اخبار در زمان ايالت متوكل فتح بن خاقان علم اختيار در سرانجام امور ملك و مال برمىافراشت گفتار در ذكر بعضى از وقايع حكومت متوكل بن معتصم و بيان وفات طايفهء از اكابر و اعاظم ناظمان مناظم اخبار آورده كه چون متوكل بر سرير فرماندهى متمكن گشت محمد بن عبد الملك الزيات را كه از وى نقارى در خاطر داشت فى سنهء ثلث و ثلثين و مأتين بكشت و محمد بن عبد الملك بعقيدهء امام يافعى وزير عالم فاضل بود و پدر عبد الملك ابان نام داشت و روغن زيت ببغداد آورده ميفروخت بنابرآن محمد را ابن الزيات ميگفتند و بروايتى در سنهء اربع و ثلثين و مأتين شيخ ابو يزيد طيفور بن عيسى بسطامى كه از غايت اشتهار احتياج بتعريف قلم سخنگذاران ندارد از دار ناپايدار بدار القرار انتقال فرمود و قبرش در بلدهء بسطام مطاف طوائف انام است و در سنهء خمس و ثلثين و مأتين متوكل حكم فرمود كه مردان يهود و نصارى زنار بندند و زنان ايشان نشان بر ازار دوزند و هيچكس را ازين طايفه در ديوان عمل نفرمايند و ايشانرا نگذارند كه ركاب خود را آهنين سازند بلكه تكليف نمايند كه پاى در ركاب چوبين كنند و هم درين سال متوكل حكم كرد كه با سه پسر او منتصر و معتز و مؤيد على الترتيب بيعت كردند و دو پسر ديگر را كه ملقب بمعتمد و موفق بودند در حساب نياورد اما ارادهء الهى چنان اقتضا نمود كه زمان حكومت منتصر و معتز امتدادى نيافت و مؤيد بسبب عدم تأييد بخلافت نرسيد و معتمد سالها بر مسند فرماندهى نشسته منصب ايالت ازو به اولاد موفق انتقال كرد و بحسب مساعدت توفيق تا آخر ايام دولت عباسيه امر ايالت در ميان ايشان بماند و در سنهء ست و ثلثين و مأتين فتح بن خاقان نزد متوكل اعتبار تمام يافته در تمشيت امور ملك و مال باستقلال دخل نمود و همدرين سال متوكل از غايت شقاوت حكم كرد كه فرق انام را از طواف مراقد فايض الانوار حيدر كرار و اولاد بزرگوارش عليهم السلام منع كنند و فرمود تا روضهء امام حسين و شهداء كربلاء را هموار ساخته جهت زراعت آب در آن بندند در تاريخ گزيده مسطور است كه هرچند فرمانبران آن سرخيل اهل عصيان سعى نمودند آب در مواضع قبر معطر آن امام عالىگهر و ساير شهيدان عترت طاهرهء خير البشر جريان نيافت و اين